جلال الدين الرومي

344

فيه ما فيه ( فارسى )

نبرّد عشق را جز عشق ديگر * چرا يارى نگيرى زو نكوتر و اين بيت را در يكى از عنوان‌ها و سرفصل‌هاى مثنوى ( ص 490 ) هم به استشهاد آورده است . ( 290 ) س 4 ، « من أراد أن يجلس الخ » صوفيه جزو احاديث مىشمارند و سيوطى در اللآلئ المصنوعة ، ج 2 ، ص 264 با اختلافى در تعبير بدين صورت : من سرّه ان يجلس مع اللّه فليجلس مع اهل الصّوف - آن را از موضوعات مىپندارد و مولانا اين گفته را در مثنوى عنوان و شرحى نغز و جان‌فزا مىفرمايد : ص 41 . ( 291 ) ص 167 ، س 17 ، « و فرمود حق تعالى الخ » بيان اين معنى را از مثنوى بشنويد : نام تو از ترس پنهان مىبرند * چون نماز آرند پنهان بگذرند خفيه مىگويند نامت را كنون * خفيه هم بانگ نماز اى ذوفنون از هراس و ترس كفّار لعين * دينت پنهان مىشود زير زمين من مناره بر كنم آفاق را * كور گردانم دو چشم عاق را چاكرانت شهرها گيرند و جاه * دين تو گيرد ز ماهى تا به ماه تا قيامت باقيش داريم ما * تو مترس از نسخ دين اى مصطفى ( ص 223 ، س 11 به بعد ) ( 292 ) ص 168 ، س 11 ، تروت : در نسخه اصل و ( ح ) به همين صورت است و در نسخه سليم آغا ، تورت و در رساله فريدون سپهسالار ، ص 84 ، توروت نوشته‌اند و معنى آن به تحقيق معلوم نگرديد ولى حدس زده مىشود كه مقصود از آن موضوعى بوده است بيرون از شهر قونيه كه آب‌هاى شهر در آنجا خارج و ظاهر مىشده و بنابراين در قسمت پايين شهر واقع بوده است و قرينه حدس ما علاوه بر متن حاضر عبارتى است كه در رساله فريدون سپهسالار آمده بدين قرار : ما همين ساعت خداوندگار را در توروت ديديم كه سير مىفرمود - و از اين عبارت صريحا استفاده مىشود كه تروت نام محلى است بخصوص كه افلاكى نيز اين حكايت را نقل كرده و به جاى ( در توروت ديديم ) گفته است كه ( در مسجد مرام ديديم ) پس توروت بايد نام محلى باشد كه مسجد مرام در آنجا بوده است ثانيا در مناقب افلاكى اين مضمون بدين صورت نقل شده است :